متن ترانه نشسته بر لب دنیا از کیانوش روحی
من و تو گمشده در من، من و تو گمشده در تو
قَسَم به نام تو انسان! در این سرابِ سیاحت
قَسَم به دوریِ لبها! قَسَم به دوریِ دلها!
به نامِ آیهی زلفت، زدم به جامِ ملامت!
به دل چگونه بگویم که رفتهای ز وجودم؟
تویی که خطِ قیامت رسد به قافِ قیامت!
کسی که خاطرهها را به خونِ عشق نویسد،
وضو به نامِ تو گیرد، در این شکوه شهامت
بهروی سایهی زلفت نمازِ دِیْن بخواند،
کسی که بر لبِ دنیا نشسته، سویِ ندامت!
