متن ترانه راز از محتشم

notifications_none
close
account_circle Playmusic.ir
close
search
متن ترانه راز از محتشم متن ترانه راز از محتشم

متن ترانه راز از محتشم

نفسهای باران در عطر هوایت
دل ابری من گرفته برایت
به تعقب عطری تو را سایه سایه
به هر سوره خوانده تو را آیه آیه
مرا سر به مهری چنان راز پنهان
چنان رد بوسه به لبهای فنجان
مژه بر مژه تا به هر پلک خود
من نگاهم فقط مات چشم تو می شد
خواهمت ، تورا چون خدا طوافت کنم در آغوشم
آی امان ، مگو ناگهان ، مگو یاد تو فراموشم
بس گره زدم بر گره به آن دار گیسویت هر بار
بی دلیل ، چو بستم دخیل ، نشد حاجتم روا انگار
در این سینه جز تو نبود اشتیاقی
شکیبایی از من شراب از تو ساقی
بگیر از دل خسته ی من سراغی
شبم را بسوزان بیاور چراغی
بیا برندارم سر از دامنت
خدایی نکرده برنجانمت
ببینم تورا فصل گل دادنت
خواهمت ، تورا چون خدا طوافت کنم در آغوشم
آی امان ، مگو ناگهان ، مگو یاد تو فراموشم
بس گره زدم بر گره به آن دار گیسویت هر بار
بی دلیل ، چو بستم دخیل ، نشد حاجتم روا انگار

در حال بارگذاری...

open_in_new
close
open_in_new
close