متن ترانه قایق از سعید شهسواری

notifications_none
close
account_circle Playmusic.ir
close
search
متن ترانه قایق از سعید شهسواری متن ترانه قایق از سعید شهسواری

متن ترانه قایق از سعید شهسواری

گوشه خشکی ساحل سر به زیر نشسته قایق
توی خوابای پریشون فکر یک پاروی عاشق
فکر بارون توو خیالش هم نشین شب و دریا
غم سنگین بهاری دیگه دل کنده از اینجا
دیگه فکر سایه ها نیست وقت رفتنش رسیده
لحظه عزیمت از شب کی میدونه چیا دیده
پای چوبیش لب دریا فکرش اما پیش ابرهاست
داره دل میکنه از هر چی که توو ساحل دریاست
یه آواری که از جنگ دل و جونش به ارث برده
ته این بی صدایی ها توی پیله ی شب مرده
واسه ش جون کندنه اما باید این قایق رو پس زد
که وقتی آخر قصه ست نمیشه باز هم در زد
نمیشه و نمیتونه توو این آوار رها باشه
باید از هر چی دیواره گریزون شه جدا باشه
یه سقف آبی اون بالاست اگرچه آب گذشت از سر
امید میباره از دستاش که میکوبه به روی در
دلش همراه دریا شد از این طوفان نمی‌ترسه
یه خورشید توو مسیر راه چه غوغایی شد این پرسه
دیگه هر ثانیه ش دریاست رها از غربت دنیاست
چه موج بازی شیرینی که دیگه فصل ماهی هاست

در حال بارگذاری...

open_in_new
close
open_in_new
close