متن ترانه هراس از وحید عزلتی
تو رفتیو شب من پر از دلواپسی شد اسیر پنجه ی باد گلای اطلسی شد
کبوترهای گریه روی چشام نشستن هراس بی تو بودن منو در من شکستن
کجا رفتی که چشمام به جاده خیره مونده یه شعر مهربونی دلم از تو نخونده
کجا رفتی که از تو مه آلوده هواسم زِ بحط سایه خود همیشه در هراسم
به خنده وا نمیشه لبایِ بسته یِ من به پشت در نشسته نگاه خسته یِ من
تو نیستیو دل من هوای گریه داره میخواد رو شونه یِ ابر یاد تو قدم بزاره
کجا رفتی که چشمام به جاده خیره مونده یه شعر مهربونی دلم از تو نخونده
کجا رفتی که از تو مه آلوده هواسم زِ بُحط سایه خود همیشه در هراسم
