Mammrez
Bio Khoonat
ممرض
بیو خونت
thumb_up2
thumb_down0
پخش خودکار ترانه
پخش بی نهایت
پخش با کیفیت بالا
متن ترانه بیو خونت
بازم دوبارهشو شده
دلتنگیآوارُم شده
چیشام به در خیره تا صبح
بازم دوبارهکه بیایی
تموم کیچه های شهر
اسم تونه داد میزنن
چقد باید صدات کنم
بازم دوباره کی بیایی
افتاده امشو به دلُم
میای بهم سر میزنی
مث قدیما پشت هم
به شیشه هی سنگمیزنی
مونم اَشوق دیدنت
لباس نو تنمیکنم
خونه رِ جارو میکشُم
شمع هارِ روشن میکنم
همه شهر میدیدن
پی تو میگردم
توی شمع زنی ها
سی تونذر میکردُم
ازوپارچه سوزا
دُم هر ضریحی
که بیای....
همه جارِ گشتم
دُم هر جاهازی
دِم دریا هرو
پِس هز نِمازی
پُرس تو میکردُم
چه حال غریبی
که بیای....
افتاده امشو به دلُم
میای بهم سر میزنی
مث قدیما پشت هم
به شیشه هی سنگمیزنی
مونم اَشوق دیدنت
لباس نو تنمیکنم
خونه رِ جارو میکشم
شمع هارِ روشن میکنم
نظرات
نظر خود در مورد این اثر را اینجا ثبت کنید
کاور اصلی اثر با سایز بزرگ
راهنمای استفاده از پخش کننده
پخش / توقف پخشSpace
قطع صداM
جلو بردن⟶
عقب بردن⟵
موسیقی بعدیN
موسیقی قبلیP
زیادی صدا↑
کمی صدا↓
تکرارR
بدون ترتیبS
کاور اصلیI
راهنمای پخشH

برای ارسال نظرات باید عضو سایت باشید