Mehdi Ahmadvand
Etemad
مهدی احمدوند
اعتماد
یه روز که حرف عشق وا شد دلت تنهای تنها شد
یه زخم کهنه پیدا شد میام حالتو میپرسم
یه روزی که دلت لرزید چشات از رفتنش ترسید
وجودت یخ زده سردی میام حالتو میپرسم
تو اعتماد آخرم واسه عشق یه آدم بودی
زدم قید همه چیزو از اون لحظه که با من بودی
یه دنیا رو حریف بودم اگه فقط کنارم بودی
تو جنگی رو سروع کردی که از قبل به تو باخته بودم
تموم رویامو آجر به آجر با تو ساخته بودم
خیال کردم که با قلبم یه روز تورو شناخته بودم
این قصه ی درده گوش کن میخوره به دردت
همیشه بعد یه قله جلوته دره
این قصه ی درده منه چه جنگی تو قلب منه
اونی که ناجی بود عمری حالا یه اهریمنه
تو اعتماد آخرم واسه عشق یه آدم بودی
زدم قید همه چیزو از اون لحظه که با من بودی
یه دنیا رو حریف بودم اگه فقط کنارم بودی
تو جنگی رو شروع کردی که از قبل به تو باخته بودم
تموم رویامو آجر به آجر با تو ساخته بودم
خیال کردم که با قلبم یه روز تورو شناخته بودم

برای ارسال نظرات باید عضو سایت باشید