آهنگ علیرضا قربانی - در زلف تو آویزم

light_mode
account_circle Playmusic.ir
close
search
متن ترانه در زلف تو آویزم

بیم است که سودایت دیوانه کند ما را
در شهر به بدنامی افسانه کند ما را
بهر تو ز عقل و دین بیگانه شدم آری
ترسم که غمت از جان بیگانه کند ما را
در هجر چنان گشتم ناچیز که گر خواهد
زلفت به سر یک مو در شانه کند ما را
زان سلسله گیسو منشور نجاتم ده
زان پیش که زنجیرت دیوانه کند ما را
بیم است که سودایت دیوانه کند ما را
در شهر به بدنامی افسانه کند ما را
من می زده دوشم شاید که خیال تو
امروز به یک ساغر مستانه کند ما را
چون شمع بتان گشتی پیش آی که تا خسرو
بر آتش روی تو پروانه کند ما را
بیم است که سودایت دیوانه کند ما را
در شهر به بدنامی افسانه کند ما را
بهر تو ز عقل و دین بیگانه شدم آری
ترسم که غمت از جان بیگانه کند ما را

music_note
آثار بیشتر
more_horiz
لیست دیگر آثار خواننده و یا آثار مشابه
chat
نظرات
نظر خود در مورد این اثر را اینجا ثبت کنید

برای ارسال نظرات باید عضو سایت باشید

کاور اصلی اثر با سایز بزرگ
راهنمای استفاده از پخش کننده
پخش / توقف پخشSpace
قطع صداM
جلو بردن
عقب بردن
موسیقی بعدیN
موسیقی قبلیP
زیادی صدا
کمی صدا
تکرارR
بدون ترتیبS
کاور اصلیI
راهنمای پخشH
open_in_new
close
open_in_new
close